اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم
اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم
اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم
با خون نگهداری من از مرز و دیارش می کنم
اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم
با عاشقان کربلا عهد شهادت بسته ام با کاروان نینوا پیمان وحدت بسته ام
با ره نوردان بلا عقد اخوت بسته ام لبیک گفتم بر حسین باز استوارش می کنم
اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم
سرباز جانباز جهاد فی سبیل الله منم فرمانبر قرآن و احکام رسول الله منم
ثابت قدم دلبسته بر ارکان حبل الله منم تا پای جان با پایمردی پایدارش می کنم
اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم
باشد امام و رهبرم پور امیرالمومنین فرزانه فرزند حسین کوبنده ی مستکبرین
فرمانده ی کل قوا پیر حماسه آفرین من پیروی از دولت با اقتدارش می کنم
اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم
باید امام خویش را تا کربلا یاری کنم اندر کنار مرقد جدش حسین زاری کنم
با او زیارت خوانم و اشک از بصر جاری کنم سیر و سفر با لشکر پر افتخارش می کنم
اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم
از هستی خود در ره یاری حق بگذشته ام متن شهادت نامه را با شوق جان بنوشته ام
پا بر سر امیال نفس و آرزوها هشته ام گر نخل دین شد تشنه با خون آبیارش می کنم
اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم
بر تن لباس لشگر صاحب زمان پوشیده ام راه نجات خویش را در پرتو دین دیده ام
سر باختن در سنگر عز و شرف بگزیده ام دشمن اگر جنبد ز جا در شب شکارش می کنم
اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم
تازم به خصم حیله گر رزم آفرین عزم آهنین از پا درآرم دشمنان را با سلاح آتشین
حس شهادت جویی اندر خون من گشته عجین گر در خلیج آید عدو بی اعتبارش می کنم
اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم
دیدار خاک اقدس کرببلایم آرزوست نوشیدن یک جرعه از جام ولایم آرزوست
آغشته اندر خاک و خون وصل خدایم آرزوست حاجت طلب از حضرت پروردگارش می کنم
اسلام اگر بیند خطر جان را نثارش می کنم