آوای لبیکت شنیدم - راهت برادر برگزیدم ای راهی کرببلا من هم رسیدم
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ.
وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.
دوست دارم شمع باشم گوشه ای تنها بسوزم بر سر بالینت امشب از غم فردا بسوزم
دوست دارم ماه باشم تا سحر بیدار باشم تا چو مشعل بر سر راهت در این صحرا بسوزم
دوست دارم ژاله باشم من به خاک پایت افتم تا چو گل شاداب باشی و من از گرما بسوزم
دوست دارم کام عطشان تو را سیراب سازم گر چه خود از تشنه کامی بر لب دریا بسوزم
شاعر: حبیب الله چایچیان (حسان)
آمده است وقتی ام البنین مادر ابالفضل العباس خبر شهادت فرزند شجاع خود را شنید اشک ریخت و گریه کرد.
خانواده ی شهدا ای مادران دلیران شجاعان وقتی خبر شهادت فرزند رشید و دلاور خود رو شنید اشک ریخت و گریه می کرد چنین می گفت عباسم عباسم شنیدم دستهایت رو از بدن جدا ساختن عباسم شنیدم دستهایت رو از بدن جدا ساختن.
عمود بر فرق تو زدن ای پسر شجاعم می دانستم اگر دست در بدن داشتی کسی یاری مقابله با تو را نداشت حالا زبانحال مادران این شهدا مادران این مفقودین. هنوز خبری از این عزیزانشون نیست وقتی باهاشون صحبت می کنی میگی شاید فرزند شما اسیر شده چرا اینقدر بی تابی می کنی؟ می گوید نه من فرزندم رو می شناسم من دلیرمو می شناسم این عزیزم کسی نیست که خود رو به دست دشمن اسیر کند یا اباعبدالله عنایتی فرما.
آوای لبیکت شنیدم - راهت برادر برگزیدم ای راهی کرببلا من هم رسیدم
آوای لبیکت شنیدم - راهت برادر برگزیدم ای راهی کرببلا من هم رسیدم
ای سالک کوی حسینی - فرزانه فرزند خمینی بار سفر اکنون فرا رویت کشیدم
آوای لبیکت شنیدم - راهت برادر برگزیدم ای راهی کرببلا من هم رسیدم
پور حسین پیر خمین هادی راهم شادم که آن سرور بود میر سپاهم
جز دیدن روی حسین چیزی نخواهم چون تو بلای عشق او با جان خریدم
آوای لبیکت شنیدم - راهت برادر برگزیدم ای راهی کرببلا من هم رسیدم
در سنگر نور و سعادت جا گرفتی در بزم عشاق حسین مأوا گرفتی
سبقت به میدان شرف از ما گرفتی چون تو مسیر کربلا را برگزیدم
آوای لبیکت شنیدم - راهت برادر برگزیدم ای راهی کرببلا من هم رسیدم
فرمایش لفظ دُرَر بار امام است این مکتب ما مکتب خون و قیام است
روح حماسه آفرین در این کلام است با امر مولا من دل از دنیا بریدم
آوای لبیکت شنیدم - راهت برادر برگزیدم ای راهی کرببلا من هم رسیدم
فرموده است رهبر شوم هم سنگر تو در جبهه ی اسلام باشم یاور تو
شب پاس دارم در کنار بستر تو شاید کند حق نزد امت رو سفیدم
آوای لبیکت شنیدم - راهت برادر برگزیدم ای راهی کرببلا من هم رسیدم
رزم تو راه کربلا را کرده هموار دست خدا در جبهه ات باشد نگهدار
هر چند خود شرمنده ای هستم گنهکار دیدار انصار حسین باشد امیدم
آوای لبیکت شنیدم - راهت برادر برگزیدم ای راهی کرببلا من هم رسیدم
با خیل انصار حسین گشتی تو همراز سیر الی الله ای برادر کردی آغاز
حسرت برم زین کاروان من مانده ام باز شکر خدا کز قید دنیایی رهیدم
آوای لبیکت شنیدم - راهت برادر برگزیدم ای راهی کرببلا من هم رسیدم